نوستالژیِ هنری یا مادی گرایی؟
انعام دهواری
علم زیست شناسی میگه موجودات زیادی رو این کره خاکی زندگی کردند.موجوداتی که هستند و میشناسیمشون،موجوداتی که هستند و نمیشناسیمشون،موجوداتی که بودند و میشناسیمشون و موجوداتی که بودند و نمیشناسیمشون.
4 مشخصه در تقسیم بندی بالا بود.
1.بودن 2.نبودن 3.شناخته شدن 4.شناخته نشدن
چه چیزی باعث شد که یک عده هنوز باقی بمونند و چه چیزی باعث شد که یک عده منقرض شند؟
چه چیزی باعث شد که یک عده برای ما شناخته شده باشند و چه چیزی باعث شد که یک عده شناخته شده نباشند؟
انتخاب طبیعی نظریه ای هست که به سوالات بالا جواب میده.این طبیعت هست که مشخص میکنه چه چیزی باشه،چه چیزی نباشه.چه چیزی اثر خودش رو برجای بگذاره و چه چیزی اثر خودش رو برجای نگذاره
موجودات وقتی خودشون رو در مقابل این انتخاب یک طرفه و بی رو در وایسی طبیعت دیدند تصمیم گرفتند تغییر کنند تا باقی بمانند
بله تغییر..
اون هایی که موفق شدند،تغییر کردند و باقی موندند و اون ها که موفق نشدند از بین رفتند و منقرض شدند.
و در این بین شناخته بودن یا شناخته نبودنِ این موجودات به بودن یا نبودن اون ها ارتباطی نداره
خیلی ها بودند که منقرض شدند اما شناخته شده هستند و خیلی ها بودند که باقی موندند اما ناشناخته هستند و بالعکس..
مطلب بالا در مورد حیوانات بود در مورد جانوارانی که برای بقای بیشتر میجنگیدند.پیروزی ابتدا از آن کسانی بود که باقی ماندند و شناخته شدند.سپس کسانی که باقی ماندند اما شناخته نشدند و بعد کسانی که باقی نماندند اما شناخته شده هستند و در نهایت ضعیف ترین آنان کسانی هستند که باقی نماندند و شناخته هم نشدند..
در جامعه انسانی بقا و شناخت توسط ارزش های دیگری تعریف میشه.
انسان با علم و صنعت باقی میمونه و شانس زندگیش بیشتر میشه.انسان با پیشرفت در تحصیلات علمی،آشنایی با علوم صنعتی و آزمایشگاهی بقای خودش رو تضمین میکنه.یک جامعه با پیشرفت در ریاضیات فیزیک پزشکی نجوم و اقتصاد بقا داره اما الزاما با این معرّفه ها در طول تاریخ \"شناخته شده\" تعریف نمیشه.
این انسان با هنر شناخته میشه..با شعر با ادبیات با فرهنگ خودش با ارزش های اخلاقی و با رسوم سنّتی
چیزی که زیگموند فروید اون رو نتیجه تنش های جنسی میدونه اسمش هنر هست.اسمش شعر هست.اسمش ادبیات هست و این به جامعه شناخت و هوّیت میده.
جامعه ای که کتابخانه ملّی پایتخش پر از میلیون ها جلد کتاب راجب به فرهنگ و هنر هست شناخته میشه شاید تا هزاران سال دیگر هم شناخته شده باشه اما الزاما قرار نیست این جامعه تا هزاران سال دیگه بقای فیزیکی هم داشته باشه.به مرور زمان پاک میشه و فقط اثارش رو میشناسن.
و جامعه ای هم که در علم و صنعت پیشرفت کنه به طور فیزیکی باقی خواهد ماند اما قرار نیست در تاریخ برای مدت زیادی شناخته شده باشه.
جامعه ی ما هم باید باقی بمونه و هم شناخته شده قرار بگیره.صنعت و علم در کنار فرهنگ و هنر
پزشکی و اقتصاد در کنار شعر و ادب
اشتباه میکنند کسانی که به دنبال فرهنگ،هنر،شعرو صنایع دستی بلوچستان هستند اما به درس خوندن به پزشک و مهندس شدن و به رسیدن به سطح نرمالِ بقا تلاش نمیکنند
اشتباه میکنند کسانی که به دنبال تحصیلات علمی و پزشکی و مهندسی میرند اما به فرهنگ و هنر و شعر و ادبیات خودشون اهمیت نمیدند.
دقت کنید:هم شعر و لباس و فرهنگ ما مورد ظلم قرار گرفته و هم درس و تحصیل و کتاب و دفترِ ما.
فقط به یک موضوع نپردازید!
پ.ن:-مطلب فوق نسخه ای برای جامعه پر از مشکل بلوچستان است.اما برای همه جامعه ها تجویز میشود.
-با نظریه زیگموند فروید موافق نیستم
-مطلب بالا حاشیه سیاسی زیاد دارد.از این که کدام حکومت ها به دنبال کفتار پروری هستند و کدام حکومت ها به دنبال انسان پروری اما...بیخیال.
با احترام
منبع:کمپین فعالین بلوچ
http://balochcampaign.com/index.php/articels/item/1356-نوستالژیِ-هنری-یا-مادی-گرایی؟
دوستان نظرتون راجب متن فوق چیه؟
من در یکی از پست ها(که دوستی راجب اهداف این تالار پرسیده بودند)خواندم که هدف ایینجا بیان و تبلیغ فرهنگ و رسوم بلوچی هست.به نظرتون این رسالت ماست؟با توجه به متن بالا رسالت ما چیست؟